.
سربهزيرترين مرد دنيا ميشوم
وقتي بهار در گلهاي دامن توست.
سلام
سال86 با تمام اتفاقاتاش گذشت و سال 87 آغاز شد واين نيز بگذرد ...
به قول صائب:
بس كه بد ميگذرد زندگي اهل جهان مردم از عمر چو سالي گذرد عيد كنند
فكر ميكنم بتوان گفت سال 86 سال وقوع تمام ناملايماتي بود كه انتظارش را داشتم اما پيشبينيام از سال 87 سالياست كه سرشار از ناملايمات و اتفاقاتي خواهدبود كه انتظارش را ندارم.
ممنوع
حدود دو ماه پيش كتاب «هزار خورشيد تابان»1 نوشته خالد حسيني نويسنده معاصر افغاني را خواندم رمان خوبي بود و باعث شدرمان اول اين نويسنده (بادبادكباز) را هم تهيه كنم و بخوانم به شما هم اگر به مطالعه رمان علاقهمنديد توصيه ميكنم خواندن اين دو رمان را هم تجربه كنيد براي من كه تجربه زيبا و خوشايندي بود.
اما متن زير اعلاميه طالبان پس زا ورود نيروهايش به كابل است كه البته نقل قولياست از كتاب هزار خورشيد تابان به گونهاي كه خالد حسيني روايت كرده2 اين اعلاميه به وضوح تجلي عقايدِ همان طالباني است كه بزرگترين مجسمه بوداي دنيا را در باميان به علت نابودي مظاهر كفر و الحاد منفجر كرده است.
اميدوارم كه نخنديد؛
نام وطن ما اكنون امارات اسلامي افغانستان است.
اين قوانيني است كه ما اعمال ميكنيم و شما اطاعت:
همهي شهروندان بايد روزي پنج بار نماز بخوانند.اگر وقت نماز سرگرم كار ديگري باشيد، كتك ميخوريد.
همهي مرد ها بايد ريش بگذارند.اندازهي درست حداقل به قدر يك مشت زير چانه است.اگر از فرمان اطاعت نكنيد، كتك ميخوريد.
همهي پسرها دستار ميبندند. پسرهاي كلاس يك تا شش دستار مشكي به سر ميگذارند و پسرهاي دبيرستان دستار سفيد. همهي پسرها بايد لباس اسلامي بپوشند. يقهي پيراهن بسته خواهدبود.
آواز خواني ممنوع است.
رقص ممنوع است.
ورقبازي، شطرنج،قمار و بادبادك هوا كردن ممنوع است.
كتاب نوشتن، تماشاي فيلم و نقاشي كردن ممنوع است.
اگر مرغ عشق نگه داريد، كتك ميخوريد. پرندههاي شما هم كشته ميشوند.
اگر دزدي كنيد، دستتان از مچ قظع ميشود. اگر باز مرتكب دزدي شويد، پايتان قطع ميشود.
اگر مسلمان نيستيد، در جايي كه مسلمانان شما را ميبينند، عبادت نكنيد. اگر بكنيد، كتك ميخوريد و زنداني ميشويد. اگر بكوشيد مسلماني را به دين خود دعوت كنيد، اعدام ميشويد.
زنها توجه كنند:
هميشه در خانه ميمانيد. براي زنان صحيح نيست كه بي هدف در خيابانها بگردند. اگر از خانه بيرون ميآييد، بايد يك محرم، يك خويشاوندِ مرد، همراهتان باشد. اگر در خيابان شما را تنها ببينند، كتك ميخوريد و به خانه فرستاده ميشويد.
تحت هيچ شرايطي نبايد صورتتان نمايان باشد.وقتي از خانه بيرون ميآييد، بايد برقع بپوشيد. اگر سرپيچي كنيد، سخت كتك ميخورديد.
آرايش ممنوع است.
جواهرات ممنوع است.
لباسهاي چشمگير نميپوشيد.
حرف نميزنيد، مگر اينكه چيزي از شما بپرسند.
چشمتان نبايد به چشم مردها دوخته شود.در ملا عام نميخنديد، اگر بخنديد، كتك ميخوريد.
ناخن را لاك نميزنيد. اگر بزنيد، يك انگشتتان قطع مي شود.
مدرسه رفتن براي دخترها قد غن است، همهي مدارس دخترانه بي درنگ تعطيل ميشود.
كار كردن براي زنها ممنوع است.
اگر جرم زنا ثابت شود، سنگسار مي شويد.
1. هزار خورشيد تابان ، خالد حسيني ، انتشارات ثالث ، ترجمه: مهدي غبرايي ، چاپ سوم آبان 86
2. همان كتاب صفحهي 293 - 291
يك داستان كوتاه از خودم
سرما را در عضلات باسنش احساس كرد. چشم باز كرد. سيگارش كاملاً خاكستر شدهبود سيگار را كه مي انداخت سياهي اندام يك نفر را از آن سمت خيابان تشخيص داد. نميتوانست دقيق ببيند. از وقتي عينكاش شكسته بود همه جا را تار ميديد. مخصوصاً در آن مواقع خاص...
چشمانش دوباره روي هم رفت صحنهي شكستن عينك را به خاطر آورد. توي توالت پارك وقتي اشتباهاً سرنگ را توي دستش فرو كرد با سرعتي كه خودش هم انتظار نداشت دستش را پس كشيد ؛ سرعتاش فقط ناشي از درد بود.دستش به عينك خورد و شيشههاي عينك روي سنگ توالت خرد شد.خون روي خردهشيشهها چكيد.
سردش شد،چشماش را باز كرد و كت را محكم تر دور خود پيچيد. احساس كرد سياهي دارد به او نگاه ميكند، سعي كرد سرش را بالا نگه دارد،نتوانست.چشمانش را بست، سرش باز سنگين شده بود. گردنش درد ميكرد. سكوي بتني خيلي سرد بود و پاهايش داشت يخ ميزد. دستي را روي كتفاش احساس كرد،پلكهايش را به سختي باز كرد،سياهي ميگفت:«بابا بيا بريم خونه».
|
+| نوشته شده توسط
علي يوسفيان در یکشنبه 11 فروردین1387
|