ادبيات فضاي ژئوپلوتيك ندارد
همه ما ميدانيم كه امكانات زندگي در هر حوزه جغرافيايي محدود است براي مثال امكانات بهداشتي درماني يك شهر را در نظر بگيريد، هر گاه يك شهر پانصد هزار نفري صرفاً داراي يك بيمارستان باشد آنوقت است كه هر تخت،برانكارد،آمبولانس و ديگر لوازم و ابزار پزشكيدرماني موقعيت حياتي پيدا ميكنند چون كاملاً قابل پيشبيني است كه امكانات يك بيمارستان جوابگوي شهري با اين جمعيت نخواهد بود و به همين خاطر آنها ارزشي بيش از آنچه شايستهي آن هستند مييابنددر اين حالت خواهيم گفت: اين بيمارستان در اين شهر اهميت ژئو پلوتيك(جغرافياي سياسي) داردو داراي فضاي حياتي است. رجال سياسي به اين قبيل مسائل توجه جدي داشتهاند، به طوري كه اگر براي مثال تمام انگلوساكسونهاي1 دنيا را گرد آوريم يقيناً در مجموعه جزاير انگلستان نميتوانند زندگي كنند.در اين چنين اوضاعي است كه تاريخ شاهد نزاعها، جنگها و استثمارگريها، بودهاست، نزاعي كه قدرتمندان عرصه بينالملل بر سر سرزمينهاي نو آغازگر آن بودهاند.
اما ادبيات گسترهاي بيانتهاست و فضاي ژئوپلوتيك ندارد.اما اين اواخر، گاهي رفتارهايي از بعضي از عزيزان در حيطه ادبيات استان ميبينيم و ميشنويم كه از ايين نوع رفتارها اين طور برميآيد كه بعضي بر اين تصورند كه فضاي ادبيات جا براي همهي اهالي خود ندارد و بايد براي كسب اين فضاي حياتي در اين حيطه با يكديگر نزاع كنيم.
اين مسئله بايد مورد توجه تمامي اهالي ادب قرار گيرد كه ادبيات فضاي حياتي ويژه ندارد و در اين حيطه كسي جاي كسي را تنگ نميكند و اينكه آيا جداً برخي اين مسئله را درك نميكنند، امري بعيد مينمايد؛ اما...
اين قلم به عنوان يك مشق نويس شعر به تمامي عزيزاني كه كباده شعر و ادبيات ميكشند عرض ارادت و خاكساري ميكنم و خود را مگس اين عرصه سيمرغ ميبينم اما از خودم و ايشان انتظار دارم، انتظار دارم كه در تجمعات شاعرانه دوستي و صميميت بيشتري ببينم و معناي حقيقي راستي و يكرنگي را به تماشا بنشينم، چيزي كه متاسفانه اين اواخر به ندرت ديده ميشود. اين روزها در هرتجمع ادبي كه وارد ميشويم مملو از نگاههاي خاص و پچپچههاي جورواجور است فضايي كه اهالي راستين ادبيات را منزوي و مهجور خواهد كرد يقيناً من در جايگاهي نيستم كه بخواهم چيزي را متذكر شوم ولي بياييد فراموش نكنيم: آنچه مهم است اين است كه ما انسان خوبي باشيم و شاعر خوبي؛ نه اينكه فقط تلاشمان در جهت آن باشد كه چنين تصوري از خودمان در ذهن ديگران ايجاد كنيم و ديگر هيچ.
با احترام .
علي يوسفيان
|
+| نوشته شده توسط
علي يوسفيان در پنجشنبه 23 اسفند1386
|